بهش گفتم من بگم ؟ چیزی نگفت ، با چشمای نیمه بازش نگاهم میکرد ... گفتم آرزو میکنم که شیرم زیاد بشه و تو ، به جای این همه شیرخشک ، شیر منو بخوری ... سمتِ چپ ... مژه ی قشنگش رو که روی گونه ی چپش افتاده بود رو برداشتم و آمین گفتم.
+Zeha
بهش گفتم من بگم ؟ چیزی نگفت ، با چشمای نیمه بازش نگاهم میکرد ... گفتم آرزو میکنم که شیرم زیاد بشه و تو ، به جای این همه شیرخشک ، شیر منو بخوری ... سمتِ چپ ... مژه ی قشنگش رو که روی گونه ی چپش افتاده بود رو برداشتم و آمین گفتم.