وَ بازگشت به کار ، بعد از ده ماه مرخصی و خونه موندن و استراحت و کلی کیف و حال ... وَ دوری از آسمان ... دور شدن از قلب و روح و زندگیم برای اولین بار ... وای خدایا کمکم کن ... کمک کن بتونم و از پسش بربیام ... اصن نمیدونم چی در انتظارمه ... نمیدونم بازم میتونم مثلِ قبل توی محل کارم شرایط خوب و اوضاعِ مطلوبی داشته باشم یا نه ... اینکه چه شعبه ای‌ میخوام برم ... همکارم کیه ، چطوریه ، قاضی چه اخلاقی داره ، چقدر طول میکشه دوباره راه بیفتم ، پرونده ها رو بشناسم ، با مراجعه کننده ها آشنا بشم و ... هووووووف ... خیلی استرس دارم.

خدایا تنهام نذار.